اهانت به مقدسات یک ملّت، هر کجا و توسط هر کس که باشد، محکوم است. این موضوع (اهانت به قرآن کریم) حتّا اگر در مهد دموکراسی هم اتفاق افتاده باشد نوعی بدوّیت و تحجّر محسوب می­شود. موضوع اصلی فقط اهانت به قرآن نیست. بلکه ترس از تکرار این فاجعه در مدل­های دیگر آن است. خود کتاب سوزی هم نوعی رذالت است، چه برسد کتابی که برای عدّه­ای ارزش معنوی هم داشته باشد. شاید هنوز مشابه این مسأله برای کتب مقدس دیگر اتفاق نیفتاده باشد، ولی حتّا گمان این موضوع هم باعث تشویش خاطر است. این بهانه­های واهی آن هم در سرزمینی که ادعای صدور فرهنگ و تمّدن به سایر جوامع دارد، فقر و جهالت بشر معاصر را نشان می­دهد. این که "چون کسانی که به ما حملات تروریستی کردند مسلمان­اند"، پس همه­ی آنان این­گونه هستند، زیر سؤال بردن اولیه­ترین اصول منطقی است. قرآن هرگز کسی را به وحشی­گری و تروریسم تشویق نمی­کند. برداشت احمقانه و کوته فکرانه­ی عدّه­ای وهابی از کتاب مقدس اسلام را که نمی­توان به پای همه­ی مسلمانان نوشت. تازه این موضوع چه دخلی به دین اسلام دارد؟ اگر ما بخواهیم هر اشکال جزئی را با پاک کردن صورت مسأله حل کنیم، مگر می­شود در چنین دنیایی زیست؟ معلوم نیست قوه­ی تعقّل بشر کجا رفته است...

باز هم می­گویم، تمام ترس من تکرار چنین حماقتی در شکل و مدلهای دیگر است.

خدا عاقبت ما را بخیر کند...