گناه کن

پنجره­ ها باز است

ولی کسی تو را نمی ­بیند

مدتهاست

عکس تو را قاب گرفته ­اند

به تصوّر آنکه مرده­ ای

آدمها

خنجر رستمند در پهلوی سهراب...

و جهان

لبخندی بی معنی است

به هرزگی­ هایِ همیشه

* * *

آی دخترک لم داده بر ابرهای سپید!

بیا برویم

آدم برای فرار

دو پای سالم نمی­خواهد

انگیزه می­خواهد.

* * *

بیا دویدن را یاد بگیریم

                     من هر دو پایم را

                                    به تو قرض خواهم داد...